عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

112

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ديگر اضافت كلّى . اما اضافت جزوى تشريف مضاف اليه ، چنان كه مصطفى ( ص ) گفت : وَ اذْكُرْ رَبَّكَ ، وَ اعْبُدْ رَبَّكَ ، وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ ، وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ ، وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ، ازين نمط در قرآن بسيارست و همه تشريف و تكريم مصطفى ( ص ) است و حق جل جلاله خداوند همه مخلوقات و محدثات است . اما مصطفى ( ص ) را بذكر مخصوص كرد بزرگ گردانيدن او را بر دل بندگان ، هم چنان كه همهء بقعتها را پادشاهست و خداوند جل جلاله آن گه مكه و كعبه را بذكر مخصوص كرد ، گفت : إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ ، فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ بزرگ گردانيدن آن را بر دل خلق . اما اضافت كلّى آنست كه درين آيات گفت ، و امثال اين در قرآن فراوانست ، و مقصود بيان قدرتست و اظهار هيبت و عزت كريم است . و بزرگوار آن خداوند را كه در هر جايى صنعى خبى دارد و در هر امرى لطفى خفى مينمايد . بنگر كه صنع خبى با فرعون دشمن چه كرد و لطف خفى موسى كليم را چه ساخت . موسى از دشمن بشب بگريخته و روى سوى دريا نهاده و فرعون با خيل و حشم بر پى وى ايستاده . بنى اسرائيل گفتند : يا موسى البحر امامنا و العدو خلفنا ، فما الحيلة ؟ يا موسى از پيش دريا و از پس دشمن حيلت چيست و راه گريز كجا ؟ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ما را دريافتند اينك بما رسيدند . موسى گفت : كَلَّا ، إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ نوميد مباشيد كه لطف خفى ما را رهبرست و صنع خبى فرعون را بر گذرست . قوله : إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ موسى ( ع ) خود را درين حكم مفرد كرد ، گفت : مَعِي رَبِّي و نگفت : معنا ربنا زيرا كه در سابقه حكم رفته بود كه قومى از بنى اسرائيل بعد از هلاك فرعون و قبطيان گوساله پرست خواهند شد ، از اين جهت خود را در اين حكم مفرد كرد . باز مصطفى ( ص ) چون در غار بود ، با صديق اكبر از احوال صديق ، آن حقائق معانى شناخت كه او را با نفس خود قرين كرد و در حكم معيّت آورد ، گفت : إِنَّ اللَّهَ مَعَنا .